دوشنبه, 27 آذر 1396

حکایتی عجیب از آیت الله بهجت و اشک بر امام حسین(ع)/ بزرگترین توفیق در زندگی مرجع عظیم الشان چه بود؟

 چهارشنبه 29 شهریور 1396 - 17:23
آیت الله بهجت
 

حکایت عجیبی در مورد اشک بر امام حسین (ع) از ایشان نقل شده است که خواندن آن در پنجمین سالروز ارتحال ایشان خالی از لطف نیست

 

گروه دین و اندیشه آنا: ماه محرم شور و حال خاصی در جای جای ایران اسلامی برپاست. هر کس به طریقی دلدادگی‌اش به اباعبدالله الحسین (ع) سرو و سالار شهیدان را نشان می‌دهد. محرم در فرهنگ اسلامی یک تاریخ زنده، یک انقلاب خونین، یک مظلومیت آشکار و مجموعه‌ای از حماسه‌های بی نظیر است. علما و بزرگان دین هم سفارشات و توصیه‌های ارزنده‌ای درباره این ماه خدا داشته‌اند.

حکایتی عجیب از اشک بر امام حسین(ع)

حکایت عجیبی در مورد اشک بر امام حسین (ع) از ایشان نقل شده است که خواندن آن در پنجمین سالروز ارتحال ایشان خالی از لطف نیست.

حجت الاسلام والمسلمین قدس از شاگردان آیت الله بهجت نقل می‌کند، روزی آقای بهجت در رابطه با بزرگواری و اغماض ائمه اطهار صلوات الله علیهم فرمودند» :در نزدیکی نجف اشرف، در محل تلاقی دو رودخانه فرات و دجله آبادیی است به نام «مصیب»، که مردی شیعه برای زیارت مولای متقیان امیر المؤمنین علیه السلام از آنجا عبور می‌کرد و مردی که در سر راه مرد شیعه خانه داشت همواره هنگام رفت و آمد او چون می‌دانست وی به زیارت حضرت علی علیه السلام می‌رود او را مسخره می‌کرد. حتی یک بار به ساحت مقدس آقا جسارت کرد، و مرد شیعه خیلی ناراحت شد. چون خدمت آقا مشرف شد خیلی بی تابی کرد و ناله زد که: تو می‌دانی این مخالف چه می‌کند. آن شب آقا را در خواب دید و شکایت کرد آقا فرمود: او بر ما حقی دارد که هر چه بکند در دنیا نمی‌توانیم او را کیفر دهیم. شیعه می‌گوید عرض کردم: آری، لابد به خاطر آن جسارتهایی که او می‌کند بر شما حق پیدا کرده است؟ ! حضرت فرمودند: بله او روزی در محل تلاقی آب فرات و دجله نشسته بود و به فرات نگاه می‌کرد، ناگهان جریان کربلا و منع آب از حضرت سید الشهدا علیه السلام به خاطرش افتاد و پیش خود گفت: عمر بن سعد کار خوبی نکرد که اینها را تشنه کشت، خوب بود به آنها آب می‌داد بعد همه را می‌کشت، و ناراحت شد و یک قطره اشک از چشم او ریخت، از این جهت بر ما حقی پیدا کرد که نمی‌توانیم او را جزا بدهیم.

آن مرد شیعه می‌گوید: از خواب بیدار شدم، به محل برگشتم، سر راه آن سنی با من برخورد کرد و با تمسخر گفت: آقا را دیدی و از طرف ما پیام رساندی؟ ! مرد شیعه گفت: آری پیام رساندم و پیامی دارم. او خندید و گفت: بگو چیست؟ مرد شیعه جریان را تا آخر تعریف کرد. وقتی رسید به فرمایش امام علیه السلام که وی به آب نگاهی کرد و به یاد کربلا افتاد و…، مرد سنی تا شنید سر به زیر افکند و کمی به فکر فرو رفت و گفت: خدایا، در آن زمان هیچ کس در آنجا نبود و من این را به کسی نگفته بودم، آقا از کجا فهمید. بلافاصله گفت: أشهد أن لا إله إلا الله، و أن محمداً رسول الله، و أن علیاً أمیرالمؤمنین ولیّ الله و وصیّ رسول الله و شیعه شد.»

بزرگترین توفیق مرحوم آیت الله بهجت

آیت الله محی الدین حائری شیرازی در باره بزرگترین توفیق مرحوم آیت الله بهجت بیان می‌کنند:

با طرح مسئله وجودی انسان هایی مانند مرحوم آیت الله بهجت، انسان ها پی به انسانیت خود می برند. کعبه بیت قراردادی خداست که طبق نص صریح قرآن وظیفه طاهر نگه داشتن آن بر عهده ابراهیم و اسماعیل قرار داده شده بود. دل بیت الهی است که بایستی آن را از خطورات و مسائل دیگری که آن را آلوده می کند، پاک و بی الایش نگاه داشت.

بزرگترین توفیق مرحوم آیت الله بهجت این بود که محرم حرم دل خویش شد، او توانست دل خود را که حرم خداوند است طاهر نگه دارد و وارد حرم دلش شود.

خصیصه بارز آیت الله بهجت طاهر و پاکیزه نگه داشتن دل از آلودگی ها بود، این مهم است که انسان بتواند دلش را که حرم الهی است پاک نگه دارد، اگر دل پاک نباشد حتی نماز نیز ممکن است برای انسان بت شود، اگر همین نماز با عجب خوانده شود تبدیل به عجب می شود و دل را آلوده می کند و ما را از خداوند دور می سازد، آیت الله بهجت دائم الذکر بود و دائم الذکر بودنش برایش بت نشد.

تمام مراحل بشریت برای رسیدن به کمال فطری است، اما بشر امروزی همه کار می کند و نمی داند قرار است به چه برسد.

بالاترین تعریفی که از مقام مرحوم آیت الله العظمی بهجت می توان کرد این بود که ایشان یک انسان بود و در مرحله علمی نیز به مقام انسان شناسی رسیده بود.